الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

331

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )

نيكىهايش رو كرده و شرش رخ بر تافته است . در شدائد و مشكلات خونسرد و آرام در برابر ناگواريها شكيبا و بردبار ، و در موقع نعمت و راحتى سپاسگزار است ، نسبت به كسى كه دشمنى دارد ظلم نمىكند و به خاطر دوستى با كسى مرتكب گناه نمىشود پيش از آنكه شاهد و گواهى بر ضدش اقامه شود خود به حق اعتراف مىكند ، آنچه را به او سپرده‌اند ضايع نمى كند ، و آنچه را به او تذكر داده‌اند به فراموشى نمىسپارد ، مردم را با نامهاى زشت نمى خواند ، به همسايه‌ها زيان نمىرساند ، مصيبت زده را شماتت نمىكند ، در محيط باطل وارد نمىگردد و از دائره حق بيرون نمىرود اگر سكوت كند سكوتش وى را مغموم نمى سازد ، و اگر بخندد صدايش به قهقهه بلند نمىشود ، اگر به او ستمى ( از دوستان ) شود صبر مىكند تا خدا انتقام وى را بگيرد . ( 373 ) خود را در سختى قرار مىدهد اما مردم از دستش در آسايشند ، خود را بخاطر آخرت به زحمت مىاندازد و مردم را در راحتى قرار مىدهد كناره‌گيرى او از كسانى كه دورى مىكند از روى زهد و به خاطر پاك ماندن است ، و معاشرتش با آنان كه نزديكى دارد توأم با مهربانى و نرمش است دوركشىاش از وى تكبر و خود برتر بينى نيست ، و نزديكيش بخاطر مكر و خدعه نخواهد بود . راوى مىگويد : هنگامى كه سخن به اينجا رسيد ناگهان « همام » ناله‌اى از جان بركشيد كه روحش همراه آن از كالبدش خارج شد . امير مؤمنان ( ع ) فرمود : آه من از اين پيشامد مىترسيدم . سپس فرمود : مواعظ و پند و اندرزهاى رسا به آنان كه اهل موعظه‌اند چنين مىكند كسى عرض كرد : پس شما چطور اى امير مؤمنان ؟ ( يعنى توصيف پرهيزكاران با همام چنين كرد پس خود شما چطور . ؟ ) ( 374 ) امام ( ع ) فرمود : واى بر تو ! هر اجلى وقت معينى دارد كه از آن نمىگذرد و سبب مشخصى كه از آن تجاوز نمىكند ، آرام باش ديگر چنين سخن مگوى اين حرفى بود كه شيطان بر زبانت نهاد .